گفت قاسم با فغان کای عروس مضطرم

گفت قاسم با فغان کای عروس1 مضطرم

همچو بسمل بنگری غرق در خون پیکرم

زیر سم مرکبان بشکندم استخوان

گو به شاهنشاه دین زودی آید بر سرم

صفحه ( 119 )

1- عمه ی مضطرم

سبک های اجرا ( گفت قاسم با فغان کای عروس مضطرم )