گفت زهرا باعلی، ای شهسوار لافتی

گفت زهرا باعلی، ای شهسوار لافتی

ساعتی بنشین برم، تو مشو از من جدا

نوبت هجران رسید

عمر من پایان رسید

صفحه 34